محمد بن حسين البيهقي

1091

تاريخ بيهقى ( فارسي )

چهار شاخه يا چهار كناره ، صفت كلاه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 440 شمارهء ( 5 ) ( 32 ) - بزر : زرين ، صفت كمر ( 33 ) - صلت : بكسر اول و فتح صله بمعنى عطا و جايزه ( 34 ) - پاره : قطعه و قواره ص 993 ( 1 ) - معنى جمله : براى آنان پيشكار و نماينده‌اى گماشتند ( 2 ) - راتبه : بكسر سوم مواجب و سر ماهى ( 3 ) - حره : بضم اول و تشديد دوم آزاده مؤنث حر لقبى براى زنان نژاده ( 4 ) - عاجل : شتاب و بىمهلت - بعاجل بىدرنگ ( 5 ) - حرات : بضم اول و تشديد دوم جمع حره بمعنى زنان نژاده و آزاده - عمات و خواهران . . . عطف بيان يا بدل حرات ( 6 ) - حره ختلى : عمهء سلطان مسعود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 12 ) ( 7 ) - تفريق كردن گرفت : آغاز كرد بتقسيم و پراگندن ( 8 ) - خالى داشتى : خلوت مىكرد ( 9 ) - مىبايست : ضرورت داشت و لازم بود ( 10 ) - وكيل : يعنى وكيل در احمد عبد الصمد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - وكيل در : نمايندهء امرا و حكام در دربار ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 254 شمارهء ( 3 ) ( 11 ) - باشد كه او داندى : شايد كه مىداند ( 12 ) - بابتداء : در آغاز و باصطلاح ابتداء ( 13 ) - با وى بپراگند : با او در ميان نهد و طرح كند ( 14 ) - اتفاق را : به حكم اتفاق ( 15 ) - با : حرف اضافه بمعنى به ( 16 ) - ويهند : بر كنار چپ درياى سند در حدود ده ميلى غربى اتك امروزى . . . : ( نقل از صفحهء 177 زين الاخبار تصحيح عبد الحى حبيبى ) ( 17 ) - مرمناره : كذا و شايد : مولتان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - پرشور : نام ناحيه‌ايست در مغرب سند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 747 شمارهء ( 22 ) ( 19 ) - كيرى : در صفحهء 252 زين الاخبار گرديزى تصحيح عبد الحى حبيبى « گيرى » ضبط شده است و در حاشيه ذكر كرده‌اند بقول بيهقى مقتل سلطان مسعود بوده است در دامنهء كوهسار كاغان و بر كنار درياى كونار ( 20 ) - هم آنجا : يعنى در همان محلى كه هستيد ( هيبان ) نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ( 21 ) - معنى دو جمله : جنگى پيش نيامده و مصيبتى نيفتاده سخت ترسيده است - جمله اول حاليه است ( 22 ) - مىنمايد : به نظر مىرسد ( 23 ) - حرم : بضم اول و فتح دوم جمع حرمة بمعنى پردگى و عفيف ، صفت جانشين موصوف ( زنان ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 913 شمارهء ( 3 ) ص 994 ( 1 ) - زينهار : بكسر اول و سكون دوم از اصوات يا شبه جمله است براى تنبيه و تأكيد ( 2 ) - فراخ : بىپرده و گشاده ، قيد وصف و روش ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 639 شمارهء ( 19 ) ( 3 ) - بگردد : تغيير پذيرد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 33 شمارهء ( 13 ) ( 4 ) - ان شاء . . . : اگر خداى متعال بخواهد ( 5 ) - كه : در اينجا براى تأكيد است و معادل قيد